علي محمد ميرجليلى

261

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

فَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ بِمُحَمَّدٍ رَسُولِ اللّهِ وَ اتَّبَعَهُ وَ صَدَّقَهُ فَانَّ مَعْرِفَةَ الإِمامِ مِنَّا واجِبَةٌ عَلَيْهِ وَ مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لَمْ يَتَّبِعْهُ وَ لَمْ يُصَدِّقْهُ وَ يَعْرِفْ حَقَّهُما ، فَكَيْفَ تَجِبُ عَلَيْهِ مَعْرِفَةُ الْامامِ وَ هُوَ لايُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ يَعْرِفُ حَقَّهُما ؛ « 1 » كسى كه به خدا و رسول او ، پيامبر اسلام ايمان آورده و از پيامبر پيروى كرده و او را تصديق كند ، شناخت امام از ما خاندان بر او واجب است . . . ولى كسى كه به خدا و رسول او ايمان نياورده و حق آن دو را نشناخته و از پيامبر صلى الله عليه و آله پيروى نمىنمايد ، چگونه مىتوان گفت كه شناخت امام بر او واجب است ، با آنكه هنوز به خدا و رسولش ايمان نياورده و حق آنها را نمىشناسد ! فيض اين روايت را مخالف نظريّه متأخرين شيعه مىداند كه قائل به تكليف كفّار به اصول و فروع‌اند . « 2 » ب - در بحث امكان سهو پيامبر صلى الله عليه و آله و معصومين عليهم السلام غالب متكلّمان شيعه قائل به عصمت از سهو و نسيان مىباشند ، امّا اندكى از عالمان شيعه ، امكان سهو را در مورد ايشان پذيرفته‌اند كه از آن جمله مىتوان مرحوم صدوق را نام برد . « 3 » فيض نيز در اين زمينه با صدوق هم عقيده است و سخن صدوق را در اثبات سهو النبىّ به طور مفصّل نقل مىكند و آن را مىپسندد . « 4 » فيض در اين زمينه به چند روايت « 5 »

--> ( 1 ) . الوافى ، ج 2 ، ص 81 و 82 . ( 2 ) . همان ، ص 82 . ( 3 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 358 ( ص 234 از ط اسلاميه ) ، ذيل حديث 1031 . البته اثبات اين مطلب كه آيا حق با مرحوم فيض و صدوق است يا با اكثر متكلّمان شيعه ، بحثى مفصل لازم دارد . جويندگان به كتاب‌هاى كلامى و فلسفى مراجعه نمايند . ( 4 ) . الوافى ، ج 8 ، ص 955 و 956 و ر . ك . به : ج 8 ، ص 1020 . ( 5 ) . همان ، ص 953 - 955 .